زمان : 14 Aban 1402 - 23:14
شناسه : 183670
بازدید : 3855
ارگ تاریخی  بم و داستانهای شگفت تاریخی/ از اردشیر درازدست تا لطفعلی خان زند ارگ تاریخی بم و داستانهای شگفت تاریخی/ از اردشیر درازدست تا لطفعلی خان زند
ارگ بم و داستانهای شگفت تاریخی/ از اردشیر درازدست تا لطفعلی خان زند

یزدفردا: ارگ سترگ و با عظمت بم بار دیگر سر از ویرانیهای زلزله سر برآورده و در صدر مراکز گردشگری قرار گرفته است و این روزها به قلب تپنده جذب مسافر در جنوبشرق کشور تبدیل شده است.

به گزارش یزدفردا، ارگ تاریخی بم با بیش از 2500 سال قدمت نقش قابل توجهی در تاریخ و فرهنگ ایران زمین ایفا کرده است و بارها کشور را از گزند متجاوزان در امان نگه داشته است، داستانهای خیره کننده ارگ بم در زمان تجاوز آقا محمد خان قاجار و کشته شدن لطفعلی خان زند در اثر خیانت و عجایب این قلعه بزرگ تاریخی همیشه در اذهان ایرانیان بوده است.

این بزرگترین بنای خشتی جهان این روزها سر از ویرانیهای زمین لرزه سال 82 بم بلند کرده است و کوچه پس کوچه ها و حصارها و باروهایش پر شده است از مسافران، گویی مسافران نوروز امسال بار دیگر ارگ بم را در گوشه قلبشان به یاد آورده اند و ارگ تاریخی و سر بلند بم را به قلب تپنده گردشگری کشور تبدیل کرده اند.

هم اکنون ارگ بم در صدر بازدید دو میلیون مسافری قرار گرفته که طی روزهای گذشته از استان کرمان بازدید کرده اند و این روند با اشتیاق همچنان ادامه دارد، این ارگ این روزها مردم بم را به یاد روزها عظمت و اوج گردشگری بم می اندازند و این نوید را می دهد که ارگ بم بار دیگر زنده شده است و بم نقش گردشگری خورد را باز می یابد.

ارگ بم یکی از عجایب معماری جهان

ارگ بم بر بلنداي صخره اي سترگ، درجنوب رودخانه پشت رود جا دارد و شهر بم و ديوار شهربست قديم آن در جنوب ارگ و درفاصله ميان رودخانه پشت رود و رودخانه ديگري شكل گرفته است و امروزه بسترود به خياباني ميان شهري بدل شده است.

ارگ بم عضوي از منظومه اي بزرگ از بناهاي تاريخي است كه آن را در ميان گرفته اند ؛ شهر باستاني دارزين با قدمتي در حدود هزاره اول پيش از ميلاد در اراضي شمال غربي بم امروزي برپا بوده و هنوز كوشك هاي ميان محله هاي شهردوران قرون اوليه اسلامي در آن بر پامانده اند و تنها قريه كوچكي در حوزه غربي آن آباد است ؛ قلعه دختر در شمال رودخانه پشت رود و در جنوب آن بناي چارطاق و ساختمان كوشك و پير علمدار و همچنين در مشرق و نزديكي ارگ، بناي تاريخي مسجد حضرت رسول بر پيرامون فضاي ارگ برپا بوده اند . هرچند كه پيشينه اين بناها ساليابي نشده است ، با اين حال قدمت آنها، از قرون اوليه دوران اسلامي تا دوره ايلخاني قابل تخمين به نظر مي رسد.

در متون تاريخي ؛ پيدايش ارگ بم را به بهمن بن اسفنديار نسبت داده اند و او را اردشيردرازدست از شاهان دوران هخامنشي قلمداد كرده اند. در سيماي برخي از برش هاي ارگ نيز لايه هاي ساختماني بيشماري نمايان است كه گوياي ساخت و سازهايي مكرر در ارگ و تأييدي بر درستي تخمين قدمت متون تاريخي است.

ارگ بم طي عمر طولاني خود ، بارها مورد مهاجمه ها، جنگ ها و محاصره هاي طولاني دشمن تخريب و ويراني بوده و نشانه هاي شاخصي از ويراني هاي آن در دست است . با اين حال هر باربالنده تر از گذشته براي استقرار نسل هاي بعدي انتخاب شده ، مرمت شده و گسترش يافته است.

ارگ بم تا 150 سال قبل مسکونی بوده است

ساكنان ارگ بم در حدود يكصد و پنجاه سال پيش ، براي آخرين بار مأواي ارگ را ترك نموده ودرون باروي شارستان و در ميان باغ ها و نخلستان هاي بيرون از شهر سكني گزيدند. وسعت ارگ بم به بيست هكتار مي رسد جز باروي شارستان كه درحوزه شمالي به باروي ارگ نزديك است و به فاصله اندكي از باروي ارگ جا دارد . در حوزه جنوبي چهار بارو بخش فراز كوه سنگي را احاطه كرده است كه به احتمال زياد راستاي هر بارو نشان دهنده گسترش حاكم نشين ارگ در دوره اي از تاريخ است.

ساختمان ارگ بم در شكل توسعه يافته اش از دو بخش مردم نشين و حاكم نشين تشكيل شده است. در فضاي شمالي بيرون ارگ ، بناي گنبد بزرگ يخدان و در نزديكي آن ديواره رفيع يخ چاوون جا دارد.

بخش حاكم نشين بر فراز قله صخره و در شمال ارگ جا دارد و متشكل از بناهايي است، همچون؛ برج اصلي ، چهارفصل ، خانه حاكم ، چاه آب ، حمام ، خانه رئيس سرباز خانه (ساختمان معروف به آسياب بادي) ، سرباز خانه ، دروازه (ساساني) و برج و باروي اين مجموعه را شامل مي شود . گفتني است كه جز بناي آسياب بادي، ديگر بخش هاي حاكم نشين بر باروهايي سنگي با بلندي نزديك به هفت متر استوار شده است كه در زير روكش كاهگلي پنهان مانده است ، چنين به نظر مي رسد كه در لايه هاي مانده در محدوده باروي سنگي به ويژه در سطوح زيرين آن كهنه ترين بخش حاكم نشين باشد. در بخش شرقي حاكم نشين دروازه مسدود شده اي است كه آن را كد كرم (خانه كرم) مي خواندند و وجود اين پديده را سندي بر جا مانده از داستان هفتواد تلقي نموده اند.

فضاي مردم نشين يا عامه نشين با حصاري بلند در راستاي شرقي غربي از بخش حاكم نشين جداشده و دسترسي اين دوبخش به يكديگر از راه دروازه اي است كه از شمال بناي مير آخور به سرباز خانه حاكم نشين مي رسد. بخش مردم نشين را به دوره اي از گسترش ارگ نسبت داده اند، با اين حال اين دوبخش در ميان باروي حصيني با 38 برج بزرگ و كوچك جاي دارد كه يكپارچه به نظر ميرسد وتنها دروازه اين مجموعه در ميان باروي جنوبي مردم نشين جاسازي شده است فضاي مردم نشين شامل دروازه ورودي، بناي سردروازه ، راسته بازار ، مسجد جامع ، بناي زورخانه (مقبره) ، ساباط و خانه جهودا ، ميدان تكيه، مسجد پيامبر ، حمام ، مدرسه (خانقاه) ، اصطبل ، بناي ميراخور و محله هاي مسكوني است.

در كاوش هاي سالهاي اخير در فضاي دروازه اسپيكان كه در باروي شارستان و در شمال غربي ارگ واقع است ، تاسيسات آب رساني مخفي ارگ آشكار شد .آب دو رشته قنات در ساختمان پخشگاه همجوار با اين دروازه ، چند بخش شده و بخشي از آن از طريق تنبوشه به ساختمان شترگلو واقع در خندق غربي مي رسيده و به ميان ارگ هدايت مي شده و در ساختمان حمام بخش غربي مردم نشين ظاهر مي گرديده است.    
     
این شهر قديمي در محوطه اي محصور در شمال شرقي شهر كنوني بم، كه بر روي سنگي به ارتفاع حدود دويست ذرع قرار دارد و بزرگترين قلعة سالم ايران است. اين قلعه از دو قسمت تشكيل شده است: قسمت شمالي كه بر روي تپه اي سنگي و مرتفع قرار دارد، و قسمت جنوبي كه در گودي واقع است. در دورة قاجاريه، به لحاظ عظمت قلعه، اعتمادالسلطنه آن را "قلعة خداي آفرين" ضبط كرده است.

ارگ بم در شاهنامه فردوسی

امروز همة قسمتهاي اين ارگ، به صورت آثار باستاني نگهداري مي شود،‌ و قسمتي از شمال آن بازسازي شده است. شهر قديمي ظاهراً تا 1253 مسكوني بوده، و پس از آن بتدريج از سكنه خالي شده است.

فردوسی نیز در شاهنامه از این بنا یاد می کند به نوشتة فردوسي،‌ هفتواد پس از كشتن يكي از امراي محلي، بر سر كوهي نزديك كجاران دژي ساخت كه احتمالا نخستين پايه هاي قلعة بم بود، چون در آن نزديكي جز كوه سنگي كه امروزه ارگ بم بر روي آن است، كوهي ديده نمي شود.

 فردوسي رويداد تاريخي لشكركشي اردشير را با افسانة شگفت انگيزي در هم آميخته است؛ براي مثال از دختر هفتواد "اختر" (بخت و اقبال)‌سخن گفته كه به پنبه ريسي مي پرداخته است.

او با پرورش كرمي در دوكدان و استفاده از فَره «اختر» (اقبال) كرم، توانسته بود طرازي فراوان بريسد كه سبب ثروتمند شدن هفتواد شده بود. بنابر مطالب شاهنامه قلمرو هفتواد كه شاه آن منطقه شمرده مي شد، از درياي چين تا كرمان بود.

طبق مطالب كارنامة اردشير بابكان، هنگام لشكركشي اردشير به گذاران، هفتواد بر بومِ سِند و مكران و درياي پارس نيز فرمانروايي داشت. اردشير بي شك از راه سيرجان – دارزين يا جيرفت – دارزين به بم لشكر كشيده است. چون لشكر دوازده هزار تني او نمي توانسته است از مسير بدون آب و چمنزار پيشروي كند، در شاهنامه بارها از واژة آبگير در مسير اين لشكركشي سخن به ميان آمده كه ظاهرا مقصود هليل رود يا رود لاله زار است.

ارگ بم در برگ برگ تاریخ ایران زمین نقش داشته است و امروز نیز نگینی درخشان است بر پیشانی استان پهناور و تاریخی کرمان.

داستان آقا محمدخان قاجار و لطفعلی خان در ارگ بم/ ببندید که دستان ایران را بستید

لطفعلی خان زمانی که از کرمان به سمت بم فرار کرد سه نفر همراه وی بودند، یکی از سه همراه لطفعلی خان، جهانگیرخان سیستانی پسر حاکم بم بود که امید بسیار و وعده یاری از طرف پدرش به او داده بود. جهانگیرخان در طوفان شن گم شد. دو روز بعد در سحرگاه وقتی لطفعلی خان به تنهایی دروازه ارگ بم را کوفت و به درون رفت، محمدحسین خان حاکم بم سراغ پسرش را از او گرفت و شنید که جهانگیرخان به دنبال او خواهد رسید.

لطفعلی خان خسته و پریشان در تالار ارگ سر به بالین گذاشت. لیکن طالع او دیگر در فلک سعد نبود با شیهه ناگهان غران اسبی که به اندازه شبدیز شهره ی تاریخ است، سراسیمه برخاست از پنجره رفیع به درون اصطبل جهید و به پشت اسب نشست تا بگریزد. لیکن تمام بام های اطراف و درهای اصطبل پر از مردان ستیزه جو با شمشیر او را در محاصره داشتند.

حاکم به تصور دستگیری پسرش جهانگیرخان توسط آغامحمدخان، قصد گرفتاری لطفعلی خان و معاوضه او با پسرش داشت. لطفعلی درمانده، با اسب به بلندی سکوی میان اصطبل جهید. شمشیر بران نیاکان را برکشید و نبردی بی امان و کم نظیر را در تاریخ یک تنه با صدها مرد کینه جو آغاز کرد.

به روایتی مشکوک تا غروب در اطراف سکوی اصطبل از کشته پشته ساخت اما با آن دلاوری پرآوازه می توان جنگیدن او را تا صلات ظهر پذیرفت؛ تا وقتی که حاکم از فراز عمارت حکومتی فریاد برآورد و اسب او را نشان داد. غرّان یاور و شفیق دیرینه لطفعلی خان با آن خیزش های معروف و چرخش های جنگاورانه ناگهان بر روی پا فرود آمد. تیغی تیز، پی ستبر غران را درید و آن شمشیرزن بزرگ فروغلتید. دیگر توانی برای رزم بدون غرّان بر خود نمی دید. معصومانه و غریب دستانش را پیش آورد. این جمله معروف و به یادماندنی از اوست: - ببندید، که دستان ایران را بسته اید.

لطفعلی خان که به حاکم بم پناه برده بود دگربار دچار خیانت گردید. خان جوان زنددر روز چهارشنبه پنجم ربیع الثانی سال ۱۲۰۹ پس از روبرو گشتن با حمله یاران حاکم بم و در حالی که تنها و بی یاور مانده بود به مبارزه ای دلیرانه برخاست و سرانجام هنگامی که بر اسبش نشست تا از مهلکه بگریزد دشمنان، بر پاهای اسب محبوب او با شمشیر زدند،حیوان به زانو ‌افتاد ولی سوارش که از سرنوشتش آگاه نبود او را هی کرد، اسب روی پای بریده‌اش ایستاد ولی از درد تاب نیاورد و به زمین‌افتاد.

دیدن صحنه قطع شدن پاهای اسب چنان در روحیه شاه جوان تأثیر سهمگینی گذاشت که دیگر در برابر دشمنان هیچ ایستادگی نشان نداد.

ارگ بم و داستانهای شگفت تاریخی/ از اردشیر درازدست تا لطفعلی خان زند

بم - خبرگزاری مهر: ارگ سترگ و با عظمت بم بار دیگر سر از ویرانیهای زلزله سر برآورده و در صدر مراکز گردشگری قرار گرفته است و این روزها به قلب تپنده جذب مسافر در جنوبشرق کشور تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، ارگ تاریخی بم با بیش از 2500 سال قدمت نقش قابل توجهی در تاریخ و فرهنگ ایران زمین ایفا کرده است و بارها کشور را از گزند متجاوزان در امان نگه داشته است، داستانهای خیره کننده ارگ بم در زمان تجاوز آقا محمد خان قاجار و کشته شدن لطفعلی خان زند در اثر خیانت و عجایب این قلعه بزرگ تاریخی همیشه در اذهان ایرانیان بوده است.

این بزرگترین بنای خشتی جهان این روزها سر از ویرانیهای زمین لرزه سال 82 بم بلند کرده است و کوچه پس کوچه ها و حصارها و باروهایش پر شده است از مسافران، گویی مسافران نوروز امسال بار دیگر ارگ بم را در گوشه قلبشان به یاد آورده اند و ارگ تاریخی و سر بلند بم را به قلب تپنده گردشگری کشور تبدیل کرده اند.

هم اکنون ارگ بم در صدر بازدید دو میلیون مسافری قرار گرفته که طی روزهای گذشته از استان کرمان بازدید کرده اند و این روند با اشتیاق همچنان ادامه دارد، این ارگ این روزها مردم بم را به یاد روزها عظمت و اوج گردشگری بم می اندازند و این نوید را می دهد که ارگ بم بار دیگر زنده شده است و بم نقش گردشگری خورد را باز می یابد.

ارگ بم یکی از عجایب معماری جهان

ارگ بم بر بلنداي صخره اي سترگ، درجنوب رودخانه پشت رود جا دارد و شهر بم و ديوار شهربست قديم آن در جنوب ارگ و درفاصله ميان رودخانه پشت رود و رودخانه ديگري شكل گرفته است و امروزه بسترود به خياباني ميان شهري بدل شده است.

ارگ بم عضوي از منظومه اي بزرگ از بناهاي تاريخي است كه آن را در ميان گرفته اند ؛ شهر باستاني دارزين با قدمتي در حدود هزاره اول پيش از ميلاد در اراضي شمال غربي بم امروزي برپا بوده و هنوز كوشك هاي ميان محله هاي شهردوران قرون اوليه اسلامي در آن بر پامانده اند و تنها قريه كوچكي در حوزه غربي آن آباد است ؛ قلعه دختر در شمال رودخانه پشت رود و در جنوب آن بناي چارطاق و ساختمان كوشك و پير علمدار و همچنين در مشرق و نزديكي ارگ، بناي تاريخي مسجد حضرت رسول بر پيرامون فضاي ارگ برپا بوده اند . هرچند كه پيشينه اين بناها ساليابي نشده است ، با اين حال قدمت آنها، از قرون اوليه دوران اسلامي تا دوره ايلخاني قابل تخمين به نظر مي رسد.

در متون تاريخي ؛ پيدايش ارگ بم را به بهمن بن اسفنديار نسبت داده اند و او را اردشيردرازدست از شاهان دوران هخامنشي قلمداد كرده اند. در سيماي برخي از برش هاي ارگ نيز لايه هاي ساختماني بيشماري نمايان است كه گوياي ساخت و سازهايي مكرر در ارگ و تأييدي بر درستي تخمين قدمت متون تاريخي است.

ارگ بم طي عمر طولاني خود ، بارها مورد مهاجمه ها، جنگ ها و محاصره هاي طولاني دشمن تخريب و ويراني بوده و نشانه هاي شاخصي از ويراني هاي آن در دست است . با اين حال هر باربالنده تر از گذشته براي استقرار نسل هاي بعدي انتخاب شده ، مرمت شده و گسترش يافته است.

ارگ بم تا 150 سال قبل مسکونی بوده است

ساكنان ارگ بم در حدود يكصد و پنجاه سال پيش ، براي آخرين بار مأواي ارگ را ترك نموده ودرون باروي شارستان و در ميان باغ ها و نخلستان هاي بيرون از شهر سكني گزيدند. وسعت ارگ بم به بيست هكتار مي رسد جز باروي شارستان كه درحوزه شمالي به باروي ارگ نزديك است و به فاصله اندكي از باروي ارگ جا دارد . در حوزه جنوبي چهار بارو بخش فراز كوه سنگي را احاطه كرده است كه به احتمال زياد راستاي هر بارو نشان دهنده گسترش حاكم نشين ارگ در دوره اي از تاريخ است.

ساختمان ارگ بم در شكل توسعه يافته اش از دو بخش مردم نشين و حاكم نشين تشكيل شده است. در فضاي شمالي بيرون ارگ ، بناي گنبد بزرگ يخدان و در نزديكي آن ديواره رفيع يخ چاوون جا دارد.

بخش حاكم نشين بر فراز قله صخره و در شمال ارگ جا دارد و متشكل از بناهايي است، همچون؛ برج اصلي ، چهارفصل ، خانه حاكم ، چاه آب ، حمام ، خانه رئيس سرباز خانه (ساختمان معروف به آسياب بادي) ، سرباز خانه ، دروازه (ساساني) و برج و باروي اين مجموعه را شامل مي شود . گفتني است كه جز بناي آسياب بادي، ديگر بخش هاي حاكم نشين بر باروهايي سنگي با بلندي نزديك به هفت متر استوار شده است كه در زير روكش كاهگلي پنهان مانده است ، چنين به نظر مي رسد كه در لايه هاي مانده در محدوده باروي سنگي به ويژه در سطوح زيرين آن كهنه ترين بخش حاكم نشين باشد. در بخش شرقي حاكم نشين دروازه مسدود شده اي است كه آن را كد كرم (خانه كرم) مي خواندند و وجود اين پديده را سندي بر جا مانده از داستان هفتواد تلقي نموده اند.

فضاي مردم نشين يا عامه نشين با حصاري بلند در راستاي شرقي غربي از بخش حاكم نشين جداشده و دسترسي اين دوبخش به يكديگر از راه دروازه اي است كه از شمال بناي مير آخور به سرباز خانه حاكم نشين مي رسد. بخش مردم نشين را به دوره اي از گسترش ارگ نسبت داده اند، با اين حال اين دوبخش در ميان باروي حصيني با 38 برج بزرگ و كوچك جاي دارد كه يكپارچه به نظر ميرسد وتنها دروازه اين مجموعه در ميان باروي جنوبي مردم نشين جاسازي شده است فضاي مردم نشين شامل دروازه ورودي، بناي سردروازه ، راسته بازار ، مسجد جامع ، بناي زورخانه (مقبره) ، ساباط و خانه جهودا ، ميدان تكيه، مسجد پيامبر ، حمام ، مدرسه (خانقاه) ، اصطبل ، بناي ميراخور و محله هاي مسكوني است.

در كاوش هاي سالهاي اخير در فضاي دروازه اسپيكان كه در باروي شارستان و در شمال غربي ارگ واقع است ، تاسيسات آب رساني مخفي ارگ آشكار شد .آب دو رشته قنات در ساختمان پخشگاه همجوار با اين دروازه ، چند بخش شده و بخشي از آن از طريق تنبوشه به ساختمان شترگلو واقع در خندق غربي مي رسيده و به ميان ارگ هدايت مي شده و در ساختمان حمام بخش غربي مردم نشين ظاهر مي گرديده است.    
     
این شهر قديمي در محوطه اي محصور در شمال شرقي شهر كنوني بم، كه بر روي سنگي به ارتفاع حدود دويست ذرع قرار دارد و بزرگترين قلعة سالم ايران است. اين قلعه از دو قسمت تشكيل شده است: قسمت شمالي كه بر روي تپه اي سنگي و مرتفع قرار دارد، و قسمت جنوبي كه در گودي واقع است. در دورة قاجاريه، به لحاظ عظمت قلعه، اعتمادالسلطنه آن را "قلعة خداي آفرين" ضبط كرده است.

ارگ بم در شاهنامه فردوسی

امروز همة قسمتهاي اين ارگ، به صورت آثار باستاني نگهداري مي شود،‌ و قسمتي از شمال آن بازسازي شده است. شهر قديمي ظاهراً تا 1253 مسكوني بوده، و پس از آن بتدريج از سكنه خالي شده است.

فردوسی نیز در شاهنامه از این بنا یاد می کند به نوشتة فردوسي،‌ هفتواد پس از كشتن يكي از امراي محلي، بر سر كوهي نزديك كجاران دژي ساخت كه احتمالا نخستين پايه هاي قلعة بم بود، چون در آن نزديكي جز كوه سنگي كه امروزه ارگ بم بر روي آن است، كوهي ديده نمي شود.

 فردوسي رويداد تاريخي لشكركشي اردشير را با افسانة شگفت انگيزي در هم آميخته است؛ براي مثال از دختر هفتواد "اختر" (بخت و اقبال)‌سخن گفته كه به پنبه ريسي مي پرداخته است.

او با پرورش كرمي در دوكدان و استفاده از فَره «اختر» (اقبال) كرم، توانسته بود طرازي فراوان بريسد كه سبب ثروتمند شدن هفتواد شده بود. بنابر مطالب شاهنامه قلمرو هفتواد كه شاه آن منطقه شمرده مي شد، از درياي چين تا كرمان بود.

طبق مطالب كارنامة اردشير بابكان، هنگام لشكركشي اردشير به گذاران، هفتواد بر بومِ سِند و مكران و درياي پارس نيز فرمانروايي داشت. اردشير بي شك از راه سيرجان – دارزين يا جيرفت – دارزين به بم لشكر كشيده است. چون لشكر دوازده هزار تني او نمي توانسته است از مسير بدون آب و چمنزار پيشروي كند، در شاهنامه بارها از واژة آبگير در مسير اين لشكركشي سخن به ميان آمده كه ظاهرا مقصود هليل رود يا رود لاله زار است.

ارگ بم در برگ برگ تاریخ ایران زمین نقش داشته است و امروز نیز نگینی درخشان است بر پیشانی استان پهناور و تاریخی کرمان.

داستان آقا محمدخان قاجار و لطفعلی خان در ارگ بم/ ببندید که دستان ایران را بستید

لطفعلی خان زمانی که از کرمان به سمت بم فرار کرد سه نفر همراه وی بودند، یکی از سه همراه لطفعلی خان، جهانگیرخان سیستانی پسر حاکم بم بود که امید بسیار و وعده یاری از طرف پدرش به او داده بود. جهانگیرخان در طوفان شن گم شد. دو روز بعد در سحرگاه وقتی لطفعلی خان به تنهایی دروازه ارگ بم را کوفت و به درون رفت، محمدحسین خان حاکم بم سراغ پسرش را از او گرفت و شنید که جهانگیرخان به دنبال او خواهد رسید.

لطفعلی خان خسته و پریشان در تالار ارگ سر به بالین گذاشت. لیکن طالع او دیگر در فلک سعد نبود با شیهه ناگهان غران اسبی که به اندازه شبدیز شهره ی تاریخ است، سراسیمه برخاست از پنجره رفیع به درون اصطبل جهید و به پشت اسب نشست تا بگریزد. لیکن تمام بام های اطراف و درهای اصطبل پر از مردان ستیزه جو با شمشیر او را در محاصره داشتند.

حاکم به تصور دستگیری پسرش جهانگیرخان توسط آغامحمدخان، قصد گرفتاری لطفعلی خان و معاوضه او با پسرش داشت. لطفعلی درمانده، با اسب به بلندی سکوی میان اصطبل جهید. شمشیر بران نیاکان را برکشید و نبردی بی امان و کم نظیر را در تاریخ یک تنه با صدها مرد کینه جو آغاز کرد.

به روایتی مشکوک تا غروب در اطراف سکوی اصطبل از کشته پشته ساخت اما با آن دلاوری پرآوازه می توان جنگیدن او را تا صلات ظهر پذیرفت؛ تا وقتی که حاکم از فراز عمارت حکومتی فریاد برآورد و اسب او را نشان داد. غرّان یاور و شفیق دیرینه لطفعلی خان با آن خیزش های معروف و چرخش های جنگاورانه ناگهان بر روی پا فرود آمد. تیغی تیز، پی ستبر غران را درید و آن شمشیرزن بزرگ فروغلتید. دیگر توانی برای رزم بدون غرّان بر خود نمی دید. معصومانه و غریب دستانش را پیش آورد. این جمله معروف و به یادماندنی از اوست: - ببندید، که دستان ایران را بسته اید.

لطفعلی خان که به حاکم بم پناه برده بود دگربار دچار خیانت گردید. خان جوان زنددر روز چهارشنبه پنجم ربیع الثانی سال ۱۲۰۹ پس از روبرو گشتن با حمله یاران حاکم بم و در حالی که تنها و بی یاور مانده بود به مبارزه ای دلیرانه برخاست و سرانجام هنگامی که بر اسبش نشست تا از مهلکه بگریزد دشمنان، بر پاهای اسب محبوب او با شمشیر زدند،حیوان به زانو ‌افتاد ولی سوارش که از سرنوشتش آگاه نبود او را هی کرد، اسب روی پای بریده‌اش ایستاد ولی از درد تاب نیاورد و به زمین‌افتاد.

دیدن صحنه قطع شدن پاهای اسب چنان در روحیه شاه جوان تأثیر سهمگینی گذاشت که دیگر در برابر دشمنان هیچ ایستادگی نشان نداد.

ارگ بم قبل از زلزله

ارگ بم کرمان یکی از آن دیدنی‌های عجیب‌وغریب است که عظمتش شما را انگشت به دهان می‌گذارد. این دژ مستحکم قبلا در مسیر جاده ابریشم قرار داشت و یکی از شاه‌راه‌های ارتباطی پررونق ایران با آسیای مرکزی، خلیج فارس و مصر محسوب می‌شد که بعدها به دلایل نامشخصی متروکه شد.

 

عکس از: سایت iranontour

این بنای تاریخی، یک شهر باستانی عظیم است که از دو بخش حکومتی و رعیت‌نشین تشکیل شده است. ارگ بم کرمان، ۱۸هزار مترمربع وسعت دارد و ارتفع دیوارهای آن به ۷ متر هم می‌رسد. فضای داخلی ارگ پر از کوچه‌ها و دیوارهای تودرتو است که بخش‌های مختلف شهر را از هم جدا می‌کنند. اگر بخواهم داخل ارگ بم پیش از زلزله را توصیف کنم، شبیه یک هزارتو با دیوارهای کاه‌گلی بلند است.

ارگ بم به خاطر ویژگی‌های منحصربه‌فردش در سال ۲۰۰۴ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو جا گرفت تا اینکه زلزله بم با آن تخریب ناگهانی، همه‌چیز را با خاک یکسان کرد.

عکس ارگ بم قبل از زلزله

همه دوست دارند ببینند که ارگ بم قبل از زلزله چه شکل‌وشمایلی داشته. در این قسمت می‌توانید چند تا عکس از ارگ بم قبل از زلزله ببینید:

 

 

عکس از: سایت UNESCO

 

archaeology wiki

 

عکس از: archaeology wiki

voyage en iran

 

عکس از: voyage en iran

ارگ بم بعد از زلزله

در تاریخ جمهوری اسلامی دو زلزله بسیار بزرگ ثبت شده است که همیشه از آن‌ها به‌عنوان وقایع بسیار تلخ یاد می‌شود. زلزله رودبار و زلزله بم، دو واقعه‌ای بودند که دل تمام ایران را برای سال‌های‌سال خون کردند، هزاران کشته دادند و زلزله بم توانست امن‌ترین نقطه کویر ایران را نابود کند.

با این‌که سال‌ها ارگ بم کرمان به‌عنوان یکی از جاذبه‌های گردشگری جهانی در فهرست میراث فرهنگی یونسکو ثبت شده بود، زلزله توانست آن را از این فهرست خارج کند و به فهرست آثار درحال تخریب ببرد. شاید این زلزله تلنگری از سمت خداوند بود که به فکر تاریخ خود باشید، زیرا بعد از آن نه‌تنها ایرانی‌ها، بلکه دنیا برای احیا امن‌ترین نقطه کویر دست‌ به‌کار شدند.

پهلوانان نمی‌میرند را شنیده‌اید؟ پهلوان کویر ایران با این‌که در نیمه شب ۵ دی سال ۸۲ با زلزله ۶/۶ دهم ریشتری که نزدیک سطح زمین بود لرزید و ۸۰ درصد آن تخریب شد، نمرد! اگر عکس‌ ارگ بم قبل از زلزله و بعد از آن را مقایسه کنید، خیلی سریع یاد عکس‌های قبل‌ و بعد از فاجعه هیروشیما و ناکازاکی می‌افتید. ۸۰ درصد این ارگ ۱۸۰ هزار متری که ذره‌ذره‌اش از خاک ساخته شده بود بعد از زلزله بم فرو ریخت.

نماینده‌های یونسکو همان روزهای اول تشخیص دادند که پهلوان کویر دیگر سرپا نمی‌شود، اما یادتان هست گفتم ایرانی‌ها مرد انجام کارهای نشدنی‌اند؟ از همان سال یعنی ۸۲ کمیته ترمیم ارگ تشکیل شد و جهان عزم خود را برای ساخت دوباره ارگ بم جدید جزم کرد.

در سال ۱۳۸۲، ارگ بم بعد از زلزله از فهرست میراث جهانی یونسکو به فهرست آثار در حال تخریب منتقل شد اما پس از مرمت‌های فراوان، کمیته میراث جهانی سازمان یونسکو این اثر تاریخی را در سال ۱۳۹۲ از فهرست آثار در خطر خارج کرد.

با این‌که بیشتر متخصصان تا سال ۸۸، بیشتر روی پروژه‌های تحقیقاتی کار می‌کردند، اما از سال ۸۸ تا ۹۲ یونسکو را به این نتیجه رساندند که پهلوان کویر ایران هنوز نمرده است. سازمان جهانی یونسکو سال ۹۲ بازسازی، ترمیم و ساخت دوباره این سازه جهانی را پذیرفت و آن را از فهرست آثار در خطر تخریب خارج کرد.

جز بومی‌های بم و کرمان که حدود ۹۰ درصد از بازسازی ارگ را انجام دادند، سه کشور یعنی فرانسه، ژاپن و ایتالیا و خود یونسکو کمک‌های شایانی به ساخت دوباره ارگ بم کرمان کردند. یکی هزاران یورو پول و نقشه سه‌بعدی ارگ را تهیه کرد، دیگری بخش عمده‌ای از تحقیقات و تامین هزینه‌ها را به‌عهده گرفت و در آخر، این مردم بودند که دستان خود را مثل نیاکانشان در گِل بردند تا این‌بار ارگ بم جدید را مستحکم‌تر از قبل بسازند.

عکس ارگ بم بعد از زلزله

شاید به جرات بتوانم بگویم که عکس ارگ بم بعد از زلزله کرمان، یکی از غم‌انگیزترین تصاویری است که می‌توان دید. تماشای عظمت فروریخته یک دژ به آن عظمت، دل هر تماشاکننده‌ای را به درد می‌آورد.

 

عکس از: سایت UNESCO

 

عکس از: researchgate

 

عکس از: researchgate

بازسازی ارگ بم

به همت سازمان میراث فرهنگی، ارگِ امروز جز قسمت‌هایش که هنوز بازسازی نشده، تفاوتی با ارگ بم قبل از زلزله ندارد. بازسازی این بنای تاریخی با تخصص و دقت بسیار زیاد انجام شد و همین مسئله ارگ بم جدید امروزی را تبدیل به یک دژ مستحکم، درست مثل قبل کرد. بخش‌های بزرگی از ارگ بم کرمان بازسازی شده که مهم‌ترین آن دروازه اصلی ارگ است.

نکته بسیار جالبی که درباره دروازه اصلی برج وجود دارد تنه‌های نخل است که زمان زلزله از تخریب بیش‌ازحد دروازه اصلی ارگ جلوگیری کردند. اگر اکنون سر از بم دربیاورید و روبه‌روی دروازه اصلی آن سبز شوید، فکر نکنم به ذهنتان خطور کند که روزی این‌جا با زلزله ویران شده است.

خصوصا که کوچه‌های اصلی ارگ هم به خوبی فرش شده است. شاید تنها چیزی که ذوقتان را کور کند آن تصوری باشد که ما از بناهای قدیمی داریم که معمولا خشت‌های لهیده و فرسوده را ببینیم، زیرا با بازسازی‌های انجام شده دیوارهای بنا خیلی بی‌نقص و مثل روز اول شده‌اند.

عکس ارگ بم امروز: بعد از بازسازی

بازسازی

 

عکس از: سایت خبرنگاران جوان

 

عکس از: سایت Fararu

تاریخچه ارگ بم کرمان

نیم‌قرن، صد سال، پیش از اسلام، پس از اسلام، ساسانیان، هخامنشیان یا اشکانیان، راستش را بخواهید کسی نمی‌تواند با قطعیت بگوید بزرگ‎‌ترین سازه خشتی جهان متعلق به چه‌کسی، کِی و کجای تاریخ است. این ساختمان بزرگ که هزاران سال از ساختش می‌گذرد، هنوز هم پابرجاست و گردشگران ایرانی و خارجی زیادی را به ایران دعوت می‌کند.

 

عکس از: سایت earth-auroville

هرکس پا به ارگ بم می‌گذارد به واقعیت نامیرایی این سازه ایمان می‌آورد. گویی مثل کویر که هیچ‌گاه شروع و پایان آن مشخص نیست، این سازه نیز اول و آخری ندارد. بالاخره هرچه نباشد این دژ مستحکم هم از جنس همین کویر است.

 

عکس از: سایت dsr.nii

سال‌ها پیش که هیچ‌کس نمی‌داند کِی بوده، پادشاهانی اولین کلنگ ساخت این بنای بزرگ را با هدف امنیت و محافظت از منطقه و مردم به زمین زدند. به‌نظرم باید دوراندیشی را از تاریخ این سرزمین یاد بگیریم. از شاهان سامانی تا قاجار، همه در دوره‌هایی از تاریخ به ارگ بم پناه آوردند و این نشان می‌دهد ارگ به خوبی از پس رسالتش برآمده.

ارگ در لغت به معنی دژ یا حصار محافظ است، اما ارگ بم معنی جز عظمت و بزرگی ندارد. لایه‌لایه این سازه از گروهی محافظت می‌کند، لایه‌های اولیه از حیوانات و بعد از آن مردم، غذاها، پادشاهان و سربازها و…

تقریبا تا قبل از سال ۱۸۵۰ پس‌از میلاد این قلعه هزاران نفر را در خود جای داده بود. دژ، شهر، ارگ یا هرچه که می‌خواهید به آن بگویید؛ این سازه کار خودش را کرده است. مردم زیادی در این قلعه دو بخشی زندگی می‌کردند. بخش اول آن سفلی نام دارد که زندگی عادی مردم در آن جریان داشته. به‌نظرم حس عجیبی دارد، این‌که در کوچه‌های ارگ قدم بزنیم و فکر کنیم روزی مردم با پشته‌ای از کاه به‌سمت اصطبل یا با لباس‌های نو به طرف مسجد می‌رفتند.

از دیوارهای بلند سفلی که به‌سمت بخش علیای دژ بروید، دنیا نیز تغییر می‌کند. شکل ساختمان‌ها، برج‌های بزرگ محافظتی و… مثل این‌که تبعیض از قدیم هم در حکومت‌ها بوده است. اما اگر بخواهم در یک کلام این شهر خشتی را توصیف کنم باید بگویم که ارگ بم جایی برای زندگی بوده که حالا به یکی از جاهای دیدنی کرمان تبدیل شده است.

ارگ بم پس از اسلام

اگر بخواهیم واقع‌بینانه و به‌نسبت تلخی‌وشیرینی به دوران بعد از اسلام ارگ نگاه کنیم تلخی‌ها با اختلاف به شیرینی می‌چربند. نمی‌دانم چرا، اما بعد از اسلام تقریبا ارگ به‌جای محافظت از حکومت‌ها از شورشی‌ها، فراری‌ها و پادشاهان شکست خورده مراقبت می‌کرده.

همین مسئله باعث شده تا ارگ بم کرمان به محلی برای خون‌وخونریزی تبدیل شود. داستان‌های زیادی از فتح، فرار، تحصن و… به‌گوش می‌رسد که همه نشان از ضعف پادشاهان در مقابل شورش‌ جریان‌های مختلف دارد. فرقی نمی‌کند سلطان حسین صفوی از محمود افغان ترسیده باشد یا لطفعلی خان از محمد قاجار در هرصورت ترس است که مرگ را بر ارگ بم بعد از اسلام مسلط می‌کند.

داستانی درباره فرار پادشاه زندیه به این دژ است که می‌گویند:

لطفعلی خان بعد از شکست به دژ پناه می‌برد. با این‌که ورود به آن خیلی سخت بوده، اما محمد قاجار بعد از محاصره وارد ارگ می‌شود و ۶۰۰ اسیر را بین خودش و حاکم بم تقسیم می‌کند!

به‌نظرتان با آن‌ها چه کردند؟ بله، همه آن‌ها را با قصاوت گردن می‌زنند؛ طوری‌که تاریخ خبر از درست شدن برجی از سرهای بریده شده می‌دهد.

اگر اهل کتاب‌ها و منابع تاریخی هستید، بهتر است بدانید که ردپای ارگ در آن‌ها نیز دیده می‌شود. مورخانی مثل ابن‌خردادبه، قدامه و فیروز میرزا در کتاب‌های خود به این مکان اشاره و داستان‌هایی از آن را برای ماندگاری در تاریخ ثبت می‌کنند.

 

عکس از سایت: earth-auroville

جنگ‌وخرابی‌ها در دوران اسلام با ترک مردم از ارگ به سمت نخلستان‌های بم تکمیل می‌شود و تقریبا از آن روز تا زمانی که این بنا به‌عنوان جاذبه گردشگری ثبت شد کاربری خیلی مهمی نداشته است.

معماری ارگ بم

اهل غلو و تملق نیستم، اما خدا پدرومادر جماعتی که بنایی این‌چنین ساختند را بیامرزد. اگر به تاریخ این بنا از نظر معماری نگاه کنیم خطی صعودی و مستقیم را می‌بینیم که شاید در دوره‌ای رشد آن متوقف شده باشد، اما با شروع دوباره رشد از همان نقطه و روی همان خط ادامه یافته است.

واقعا این حجم از همبستگی در تاریخ ایران بی‌سابقه بوده. دیوارهای اولیه ارگ بم از کف زمین که دورتادور تپه‌ای بلند است، شروع می‌شود. شروع از کف همان و اوج گرفتن در ارگ اصلی دژ بم همان. این معماری نشان می‌دهد همه‌چیز برای ساخت ارگی مستحکم خرج شده است.

معماری ارگ بم را می‌توان از جنبه‌های مختلفی مورد بررسی قرار داد. قلعه بم از نظر هندسی یک مستطیل با طول ۳۰۰ و عرض ۲۰۰ متر است که از دو بخش علیا و سفلا تشکیل شده است. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های معماری ارگ بم کرمان، همین دو بخشی بودن بنا است که بخش علیا مخصوص درباریان و بخش سفلا مناطق رعیت‌نشین بوده است.

  • منطقه حکومتی: بخش حکومتی که در درونی‌ترین قسمت شهر قرار گرفته شامل عمارت چهارفصل، سربازخانه، چاه آب، دژ نظامی و اصطبل است.

  • منطقه رعیت‌نشین: اطراف بخش حکومتی با منطقه رعیت‌نشین احاطه شده که شامل ورودی اصلی شهر، حدود ۴۰۰ خانه و ساختمان‌های عمومی شهر است.

جالب است بدانید که خانه‌های ارگ بم به سه دسته تقسیم می‌شد:

  1. خانه‌های کوچک که مخصوص خانواده‌های فقیر بوده و تعداد اتاق آن‌ها نهایتا به ۲ یا ۳ اتاق می‌رسید.

  2. خانه‌های بزرگ که ۳ تا ۴ اتاق و حتی ایوان بودند و به طبقه متوسط جامعه اختصاص داشتند.

  3. خانه‌های مجلل با چندیدن اتاق که متناسب با فصل‌های مختلف سال ساخته شده بودند. این خانه‌ها حیاط و طویله هم داشتند و برای خانواده‌های اعیان طراحی شده بودند. البته باید بگوییم که تعداد این مدل خانه‌ها در ارگ محدود بوده.

شما می‌توانید اوج نبوغ ‌و هنر ایرانی را در معماری این کوچک شهر قدیمی ببینید. وقتی معماران برای امنیت‌و‌محافظت، نه‌تنها مردم داخل شهر، بلکه اطراف آن نیز سازه‌هایی را طراحی می‌کنند که هنوز هیچکس مثلش را نیاورده.

واقعا لقب «قلعه خدای آفریده» برازنده این سازه است. برج‌وباروهای حفاظتی در نقطه‌نقطه دژ، قلعه‌ای بزرگ روی تپه بلند، پیش‌بینی محوطه‌ای برای اضافه شدن سازه‌های جدید مثل مسجد و حسینیه که در دوره صفویه ساخته شد، نقشه‌ای شطرنجی و… از جمله ویژگی‌های بارز معماری ارگ بم است.

به‌نظرم مهم‌ترین ویژگی این دژ که ستایش را مختص این سازه می‌کند، استفاده از خاک رس، سنگ‌ریزه، کاه، آب و خشت در ساخت آن است. تمام محققان، بدون استثنا معتقدند:

آن‌چیز که ارگ بم کرمان را ارگ بم کرده است استفاده از خاک رس، سنگ‌ریز، کاه، آب و خشت در ساخت آن است، زیرا جز بلایای طبیعی چیز دیگری نمی‌توانسته نابودش کند.

یکی دیگر از ویژگی‌های این سازه از نظر معماری و نقشه‌کشی، نوع ترکیب محله‌های مسکونی و مراکز امنیتی با یک‌دیگر است. خیابان‌ها و کوچه‌های این دژ طوری تنظیم شده‌اند تا برج و باروها بر همه قسمت‌های شهر مسلط باشد. بهتر است بدانید تاکنون چندین راه فرار و راهرو زیرزمینی هم پیدا شده که از زیر دژ به بیرون راه دارد.

همان‌طور که می‌دانید از گذشته تاکنون لوت ایران جزو گرم‌ترین نقاط جهان بوده. این‌که مهندسان بتوانند با فناوری بادگیروآبگیر، سیستم‌های خنک کننده‌ای طراحی کنند و هوای ارگ را قسمت‌به‌قسمت از غرب‌به‌شرق و از شمال‌به‌جنوب طوری خنک کنند که اوجش در قسمت حکومتی باشد، جای تقدیر و تشویق ایستاده ۱۰ دقیقه‌ای دارد.

پلان ارگ بم

در تصویر زیر می‌توانید پلان ارگ بم کرمان را ببینید:

 

عکس از: سایت earth-auroville

عجایب ارگ بم کرمان

نمی‌توان اسم ارگ بم را آورد و انتظار شگفتی نداشت. شاید برای کسانی که الماس لوت را ندیده‌اند کمی گنگ باشد، اما همین‌که قدم در ارگ بگذارید خشت‌ها لالایی شگفت‌انگیز را در گوشتان می‌خوانند.

ارگ بم در شاهنامه

پای ارگ بم کرمان به شاهنامه نیز باز شده است. فردوسی در بزرگ‌ترین افسانه‌دان دنیا درباره افسانه‌ای‌ترین سازه خشتی جهان می‌نویسد و پای جنگ اردشیر بابکان و کسی مثل هفتواد را به ارگ بم باز می‌کند.

قبرستان ایستاده کودکان در ارگ بم

پس از زلزله بم، استخوان‌هایی از دیوار ارگ بیرون ریخت که طبق بررسی‌های انجام‌شده شامل ۶۸ جسد نوزاد و کودک بود که در سال‌های دور در دیواره‌های ارگ دفن شده بودند. خیلی‌ها این پدیده را با عنوان عجایب ارگ بم معرفی می‌کنند که به نام گورستان ایستاده کودکان معروف شد.

آزمایش‌های  DNA نشان داد که سن حدودی اجساد بین یک تا ۶ سال بوده و همگی پسر بودند. احتمالا با خودتان فکر می‌کنید حالا با استخوان‌ها چه کار کرده‌اند؟ پس از کارهای مطالعاتی، در حین مرمت، استخوان‌ها مجدد در همان محل دفن شد.

نظریه‌های مختلفی درباره گورستان ایستاده ارگ بم وجود دارد، عده‌ای معتقدند که این کودکان متعلق به خانواده‌های غیرمسلمان بودند، به همین دلیل جسدشان در کنار مسلمانان دفن نمی‌شده. از طرفی پسر بودن همه اجساد این احتمال را ایجاد می‌کند که شاید این استخوان‌ها به رسم پسرکشی در یکی از دوران تاریخ ارتباط دارد.

به‌هرحال، کسی دقیق نمی‌داند موضوع از چه قرار است اما هرچه هست، یک شگفتی عجیب در ارگ بم محسوب می‌شود.

جنگ لطفعلی خان زند و آغامحمدخان قاجار، برگ عجیبی از تاریخ در ارگ بم

می‌گویند هنگام حمله محمدخان قاجار، لطفعلی خان از کرمان به سمت بم فرار کرد. در حین فرار، پسر حاکم بم، جهانگیر خان سیستانی در طوفان شن مفقود شد و دو روز بعد از این اتفاق، لطفعلی خان به‌تنهایی وارد ارگ بم شد. حاکم بم جویای حال پسرش شد، فکر کرد که آغامحمدخان او را اسیر گرفته. به همین خاطر لطفعلی خان را برای برگرداندن پسرش تسلیم قاجار کرد.

جنگ عجیب‌وغریبی بین لطفعلی خان و آغامحمدخان شکل گرفت که در تاریخ صحبت‌های زیادی درباره آن می‌کنند. بعضی‌ها می‌گویند لطفعلی‌خان در این جنگ آنقدر سرباز کشت که از جنازه‌های آن‌ها یک تپه بزرگ ساخته می‌شد. این جنگ بزرگ در نهایت با تسلیم شدن لطفعلی‌خان به پایان رسید اما خاطره شگفت‌انگیز آن از تاریخ ارگ بم کرمان پاک نشد.

یادبودی برای آیندگان

با نهمین سالگرد زلزله بم اطلاعاتی منتشر شد که نشان می‌دهد در این مکان سنگ نگاره‌هایی با تصویر شکار حیوانات مثل پلنگ و بُز با تیروکمان کشف شده است.

تهویه مطبوع و بادگیرها از ویژگی‌های اصلی ارگ بم

با انتخاب محلی که در آن منطقه بیشترین میزان وزش باد را داشته، بخش عظیمی از تهویه ارگ پیش می‌رفت. با این‌حال مهندسان تاریخی ارگ با ترکیب سازه‌های بادگیر با قسمت‌های آبی آن‌جا فضای مرطوبی که در هیچ‌جای کویر نیست را می‌سازند. هواساز مهندسان ارگ بودند، بقیه ادای آن‌ها را درمی‌آورند.

سیستم آب‌رسانی بهتر از پایتخت‌ها

سیستم آب‌رسانی ارگ هرچه که الآن ما داریم را داشته. از موتورخانه و لوله‌گذاری‌های زیرزمین تا رودخانه و قنات. آب از بالاترین نقطه ارگ به‌سمت قسمت‌های رعیت‌نشین و پایین حرکت می‌کرده که به نظرم مهندسی آن با توجه به تجهیزات آن زمان جای ستایش دارد.

معرفی بخش های مختلف ارگ بم

همان‌طور که از یک شهر کامل انتظار می‌رود ارگ بم کرمان نیز بخش‌های متعددی دارد که همه با هم چفت و یکی هستند.  این بخش‌ها جز برای محدودیت‌های حکومتی دردسترس همه بوده و کل کوچک شهر بم می‌توانستند از آن استفاده کنند.

در این بخش از معرفی ارگ بم، شما را با بخش‌های مختلف ارگ آشنا خواهیم کرد، فقط کافی است همراه من وارد این شهر باستانی شوید.

بخش خندق‌ها و حصارها

دو عامل دفاعی که از گذشته‌های دور برای محافظت از شهرها استفاده می‌شده، خندق و دیوارهای بلند بودند. تقریبا نمی‌توان برای این دو سیستم دفاعی تاریخ ابداعی عنوان کرد، زیرا دیوار چین  و خندق‌های اسلام هم جزو همین سیستم دفاعی بوده.

یک ویژگی که خندق های ارگ بم را از دیگر خندق‌ها متمایز می‌کند، حفر آن در مسیر آب رودخانه است. سیستم دفاعی دیگری که در ارگ بم استفاده شده حصارهای ۱۸ متری است که واقعا من نمی‌دانم با توجه به تجهیزات آن زمان چرا این‌قدر خودشان را اذیت کرده‌اند.

دروازه ارگ بم

تنها راه ورود ‌و خروج به قلعه بزرگ بم دروازه‌های پدرومادردارش بودند که یکی از آن‌ها چهار لایه داشته! این دروازه‌ها طوری طراحی شده‌اند که پس از بسته شدنشان موش هم نتواند وارد قلعه شود. یکی از دلایلی که محمد قاجار را پشت در این قلعه معطل کرد، همین سیستم امنیتی قوی بود.

دروازه‌هایی در این قلعه شناسایی شده که انتهای اصلی‌ترین آن‌ها به بازاری ۹۰ متری می‌رسد. این‌هم هوشمندی معماران بود، زیرا اولین قسمت مورد نیاز یک خارجی را پیش دستش گذاشتند تا دلیلی برای ورود به قسمت‌های دیگر ارگ نداشته باشد.

بخش علیایی در ارگ بم کرمان

طبق چیزی که قبلا هم به آن اشاره شد کل این ارگ به دو بخش علیا‌ و سفلی تقسیم شده است که به‌خوبی می‌توان آن را تشخیص داد. بخش علیا محل زندگی بزرگان حکومتی و رفت‌وآمد پادشاه بوده است. قسمت شمالی ارگ معروف به علیایی و حکومتی‌هاست و از پایگاه‌های نظامی، عمارت چهارفصل، برج‌وبارو، اصطبل، سربازخانه،آسیاب آبی و… تشکیل شده.

بخش علیای ارگ

بخش سفلایی ارگ بم

بعد از بخش علیا بخش سفلا یعنی جایی که بدنه جامعه هستند، ساخته شده است. این بخش از ارگ بم، پر است از نمادهای جامعه آن زمان که فرهنگ و شرایط زندگیشان را نشان می‌دهد.

فکر کنم ارگ بم شهر خوبی بوده، زیرا مدرسه، مسجد، زورخانه، بازار، منطقه‌های مسکونی، برج‌های مراقبتی دژ، دروازه ورود به شهر و… در آن پیش‌بینی شده بود، چیزی‌که همین الآن در شهرهای جدید ما پیش‌بینی نمی‌شوند یا اگر می‌شوند هم با هزار ایراد به اتمام می‌رسند. فقط زورخانه این شهر مثل استادیوم‌ها از یک گنبد، چهار ایوان و یک گود میانی تشکیل شده بود.

بخش مسکونی

شاید مرموزترین نقطه این ارگ بخش مسکونی باشد. بخشی از ارگ که هنوز ویژگی‌های غیرقابل باوری از آن هست و متخصصان چیزی درباره آن نمی‌فهمند. از جمله این موارد می‌توان به نوع دوطبقه بودن خانه‌ها و وسعت غیراستاندارد آن‌ها اشاره کرد.

منطقه مسکونی ارگ از سه قسمت اعیانی، متوسط و فقیرنشین تشکیل شده است. نوبل خانه‌سازی خانه‌های این مجموعه به همان عمارت چهار فصل می‌رسد که جایگاه حاکم بوده، اما جز آن‌جا خانه‌هایی با دو، سه یا چهار اتاق اندرونی و بیرونی، بادگیر، چاه و نانوایی‌های مخصوص در خانه‌سازی ارگ دیده شده است.

مسجد جامع ارگ

ساخت مسجد جامع کوچک شهر بم را مربوط‌به دوره صفویه می‌دانند. جایی برای نذرواعتکاف مردم شهر برای درخواست بخشش از خدا بوده است. این ساختمان ساخته شده تا همین مراسم‌ها در آن برگزار شود وگرنه مثل قدیم بازار تاجران می‌ماند.

بخش قضایی ارگ

مگر می‌شود شهری مدرسه داشته باشد و دادگاه نداشته باشد. وجود زندان نشان می‌دهد سیستم قضایی‌وامنیتی این قلعه با استفاده از زندان محکومان حکومتی را تنبیه می‌کرده. زندان جزو ساختمان‌های اصلی دژ بم بوده است.

بخش برج های نگهبانی ارگ بم

همان‌طور که در بخش‌های قبلی هم به برج‌های نگهبانی اشاره شد، گوشه‌گوشه این ارگ عظیم را با برج‌های دیده‌بانی حفظ‌ و کنترل می‌کردند. این برج‌ها بعضا در دیواره‌ و گاهی نیز وسط خیابان‌ ساخته شده بودند.

نقطه تفاوت برج‌های این ارگ با دیگر برج‌ها، محل قرارگیری آن‌هاست. برج‌های این قلعه، نه با فاصله معین هستند و نه ارتفاع مشخص، بلکه هر برج شرایط به‌خصوصی دارد که باتوجه به آن منطقه و ارتفاع مورد نیاز ساخته شده است.

خانقاه یا مدرسه

یکی از نشان‌های رشد و تعالی فرهنگی جامعه ارگ وجود خانقاه یا مدرسه‌های قدیم است. واقعا مگر چند شهر این مدلی در دنیا وجود دارد که مدرسه جزو ساختمان‌های تعداد بالا و اصلی نقشه‌کشی آن باشد. به نظرم باید این توجه به مدارس را سرلوحه زندگی خود قرار دهیم.

حمام

حمام یکی از نشانه‌های مدرنیته این کوچک شهر در زمان خودش بوده. در این شهر دو نوع حمام وجود داشت. حمام‌های خصوصی که بیشتر در ساختمان‌های مسکونی اعیان‌ها بوده اولین نوع و شاید بهترین حمام هستند. این نوع حمام آب مخصوص برایش سرازیر می‌شد. حمام عمومی بخش سفلی نوع دوم حمام‌ها در ارگ بم است که برای استفاده عموم ساخته شده بود.

اصطبل

درک این مساله که چرا در اصطبل یک شهر باید از هنری مثل گچبری استفاده شود برای من سخت است. شما نظری ندارید؟ اصطبل‌های ارگ بم در قسمت شمالی ارگ، کنار دروازه دوم آن‌جا ساخته شده بود که هنوز بقایای آبشخور و حوض آن موجود است. مطمئنا شهری به‌وسعت ارگ بیش از یک اصطبل داشته و شاید این‌جا جزو اصطبل‌های حکومتی بوده است؛ الله و اعلم!

 

علاوه‌بر بخش‌هایی که به شما معرفی کردم، ارگ بم قسمت‌های دیگری مثل بازار، میدان تکیه، عمارت چهار فصل، آسیاب بادی، غلام محل، کاروان‌سرا، زورخانه و… هم دارد که هرکدام نشان از بینش درست معماران شهر دارد.

ارگ بم آن خرابه متروکه نیست…

معمولا تصور خیلی‌ها از ارگ بم همان خرابه متروکه‌ای است که بعد از زلزله همان‌طور یک گوشه افتاده؛ من در این مقاله نشان دادم که برعکس! اتفاقا ارگ بم جایی پر از شگفتی است و نسبت به زمان خودش امکاناتی داشته که درکش برای خیلی‌ها مشکل است. اگر در این مورد سوالی دارید حتما برای ما کامنت بگذارید.