طنز؛
بازنشسته موردنظر غرق شده است، لطفاً دیگر بحث نکنید
یزدفردا؛ ماجرای تأخیر در افزایش حقوق بازنشستگان.
راضیه حسینی: «باوجود گذشت دو ماهونیم از سال ۱۴۰۵، افزایش حقوق بازنشستگان هنوز اعمال نشده است. خبرگزاری مهر مدعی شد برداشت بیش از ۴۵ هزار میلیارد تومان از حساب تأمین اجتماعی توسط بانک مرکزی باعث تأخیر شده؛ اما بانک مرکزی پاسخ داد که تأمین اجتماعی به دلیل ناترازی و استفاده مداوم از ظرفیتهای اعتباری بانک رفاه، تعهدات خود را در موعد مقرر بازپرداخت نکرده و ادعای ارتباط برداشت با عدم پرداخت مستمریها «کذب» است.»
تأمین اجتماعی هم پاسخ داده است و این ماجرا کماکان ادامه دارد. اما وسط ردوبدلشدن جوابها، عدهای بازنشسته که فکر میکردند قرار است بعد از سالها کار، حالا کمی رنگ آرامش ببینند و بروند در پارک نزدیک خانه با دوستان دور هم شطرنج ببازی کنند، در حال دستوپازدن در گرانی و غرقشدن هستند.
هر بار که موفق میشوند دستشان را از دریای مواج تورم و گرانی بیرون بیاورند و درخواست کمک کنند، باز موجی سهمگینتر از قبلی، از راه میرسد و آنها را با خود میبرد. اگر لحظهای هم این دریا آرام بگیرد و بتوانند حرف بزنند، اصلاً صدایشان به جایی نمیرسد. وسط بحثها و جوابدادنهای تأمین اجتماعی و بانک مرکزی گم میشوند.
تا میآیند حرفی بزنند یکی میگوید: «شما لطفاً ساکت! بحث بین بالادستیها خیلی جدیه. برو بعداً بیا.» بازنشستهی بیچاره درحالیکه تلاش میکند خودش را روی سطح آب نگه دارد و وسط قلپ، قلپ آبخوردن، رفتن به زیر و دوباره آمدن روی آب، نفسی بکشد، میگوید: «جناب، من وضعیتم یکم بغرنجه. اگه صلاح میدونید یه نگاهی بهم بندازید، ببینید کجام.»
جناب موردنظر تا میآید نگاه کند، موجی سر میرسد و بازنشسته را با خود میبرد. او که چیزی نمیبیند باز میرود سر بحث داغ خودش و تازه کلی غر میزند که وقت باارزشش گرفته شد، و مردم چه بیملاحظه شدهاند.
بازنشستهها در حال غرقشدن در دریای گرانی هستند و مدیران و مسئولان، غرق در بحث اینکه چه کسی مقصر است. بازنشستهها دیگر توان بالاآوردن دست و کمک خواستن هم ندارند، اما مسئولان هنوز پی پیداکردن نهادی هستند که باعث این مشکل شده است.
بازنشستهها دیگر کمک هم نمیخواهند، غرق شدهاند و صدایشان درنمیآید، ولی مسئولان فکر میکنند مشکل حل شده است و دیگر کسی اعتراضی ندارد!