خبرنگار؛ رنج ها را می بیند؛ امیدها را روایت می کند
روز خبرنگار تنها یک مناسبت نیست؛ یادآوری رسالتی است که هر روز و هر ساعت بر دوش انسانهایی سنگینی میکند که چشمشان به حقیقت روشن است و دلشان با تپش جامعه میزند. خبرنگار، تنها راوی رویدادها نیست؛ او صدای بیصدایان، آیینه رنجها و امیدهای مردم و نگهبان روشنایی در روزگار سختی های جامعه است.
خبرنگار در متن جامعه زندگی می کند و قدم میزند؛ در هیاهوی بازار، در سکوت بیمارستانها، در غبار کارخانهها، در کلاسهای درس، در خانههای سادهای که آرامش را آرزو میکنند. او هر روز از دل همین صحنهها، حقیقت را بیرون میکشد؛ حقیقتی که گاه تلخ است، گاه شیرین. قلم او گاهی مرهمی است برای درد؛ گرچه درمانگر نیست اما درد را تسکین می دهد.
او در میان سکوت و فریاد؛ میان آنچه دیده میشود و آنچه باید دیده شود.در خلوت شب، وقتی شهر در خواب است، ذهن خبرنگار درگیر مسایل جامعه و رویدادها است. او به تمام معنا یک انسان مسئولیت پذیر در مقابل وجدان و جامعه است.
واژهها را میسنجد، جملهها را میچیند، و با خود میگوید: آیا این نوشته میتواند مرهمی باشد؟ گاهی مینویسد، گاهی برای نوشتن فکر میکند؛ چرا که عمق برخی دردها چنان است که واژهها در برابرشان زبون میشوند. او میداند که خبرنگار درمانگر نیست؛ آیینه است. بازتاب میدهد، اما التیام نمیبخشد و همین، سنگینترین بخش رسالت اوست.با این همه، خبرنگار خستگیناپذیر است.
در جامعهای که هنوز جایگاه واقعی او را آنگونه که باید نمیشناسد، او همچنان چراغ روشنگری را در دست دارد؛ چراغی که رکن چهارم دموکراسی را زنده نگه میدارد و مسیر آگاهی را روشن میکند.
روز خبرنگار، روز پاسداشت انسانهایی است که حقیقت را روایت می کنند. روز کسانی که میدانند یک تیتر کوچک میتواند امیدی بزرگ باشد. روز خبرنگار بر تمام خبرنگاران مبارک باد.
احمد جعفری ندوشن
خبرنگار و فعال رسانه ای