دکتر محمدعلی فیاضبخش: این اختلال هرچند در آغازین روزهای مدرسه در بسیاری از کودکان بروز میکند، اما در اندک زمانی فرو مینشیند و تقریبا به حالت عادی برمیگردد. سادهترین راه مقابله با این هراس، همراهی مادر در نخستین روزهای حضور کودک در مدرسه است، که در اینمورد بی تردید همراهی و بردباری معلمان، طول دورهی اختلال را کوتاه خواهدکرد. نکتهی در خور توجه عبارت است از بازگشت و تکرار هراس و مدرسهگریزی؛ بدین معنی که کودک دبستانی پس از گذشت دو سه ماه از ابتدای سال تحصیلی دوباره رفتارهای بازگشت به نخستین روزها را از خود بروز میدهد.
در زمرهی عوامل ایجاد کنندهی این ناهنجاری به دو دستهی عاطفی و اجتماعی باید اشاره کرد:
دستهی اول(عاطفی) ناشی از عواملی است که نشاط و خوشیهای داخل مدرسه را که در سطح انگیزهمندی کودک عمل میکند کاهش میدهد و مقبولیت فضای مدرسه در ذهن کودک مخدوش میگردد.
کمتوجهیهای معلمان - که اغلب ناخواسته و ناخودآگاه در مورد برخی کودکان صورت میگیرد - یکی از مهمترین عوامل این بینشاطی است.
ذهن کودک در سنین دبستانی شدیداً درگیر مقایسهها و حساس نسبت به نابرابریها و تبعیضهاست. حتی یک جواب سلام از سوی معلم که همراه با خستگی، بیتوجهی و یا درهمبودن چهره باشد، میتواند در ذهن تخیلپرداز کودک نقشهای ناروا و منفی بیفکند.
دستهی دوم از عوامل مدرسهگریزی الگوهای اجتماعی است که تحت عنوان «رویگردانی» فهرست میشود و عمدهی آنها عبارتند از:
۱- موقعیتهای نابرابر در جایگاه مدرسهای؛
۲ـ شکستهای تحصیلی؛
۳- تنبیه، تحقیر و تمسخر؛
بیتردید معلمان پیشتر و بیشتر از والدین باید مراقب و دلمشغول دو دسته عواملی باشند که به اختلال گریز از مدرسه، یا دستکم بیعلاقگی به مدرسه میشود.
اکنون جا دارد بپرسم: آیا وضعیت فرهنگی و اقتصادی جامعه به گونهای هست که خودِ معلمان، خدای ناخواسته، بیعلاقگی و گریز از مدرسه نداشته باشند!؟
- نویسنده : یزدفردا
- منبع خبر : خبرگزاری فردا

شنبه 31,اکتبر,2026